آدمهای عقده ای کم نیستند
آدمهایی که وقتی جزشان را در می آوری سعی می کنند با عقده ای بازی دل خودشان را خنک و دل شما را کباب کنند. (اما کور خوانده اند)
آدمهای عقده ای آدمهایی هستند که عقده حقارت در گلویشان به غده سرطانی بدخیمی تبدیل شده و برایشان اعتماد به نفس کاذب به ارمغان آورده است.
آدمهای عقده ای آدمهایی هستند که می خواهند خود را بزرگ و مهم نشان دهند برای کسی که پشیزی برایشان ارزش قائل نیست.
آدمهای عقده ای همیشه در پی فرصتی هستند که داغ دل خود را به بهای خون کردن دل دیگری رفع و رجوع کنند. (البته بازم کور خوانده اند)
آدمهای عقده ای اصلاً آدم نیستند.
دختر و پسر عقده ای تا به حال زیاد دیده بودم اما این یکی برای خودش شاهکاری ست!
یارو ادعا می کرد مایه الهامم هستی، برایت شعر می گفت و قطعه ادبی می نوشت
وقتی بهش جواب رد دادی
مدتی التماس می کرد
مدتی با خودش قهر بود و مطلب نمی نوشت
مدتی بعد آن شعرها و آن قطعه های ادبی را حذف کرد
مدتی بعد تر همه آنها را به دوست دختر جدیدش تقدیم کرد!
دوستی گفت زندگی ما را بالا بیاور پیش از آنکه دفعمان کنی
و من می گویم زندگی ما را بالا بیاور پیش از آنکه ما را در خود هضم کنی
زندگی برای دهانت ما لقمه بزرگی هستیم انگشت در حلق نامبارکت کن تا ما رها شویم
تا حالا دقت کردید وقتی کفر بعضی از مردا در میاد به پست ترین عضو بدنشون متوسل میشن.
تا حالا دقت کردید ایرانی جماعت علی الخصوص مرد ایران وقتی فحش میده خیلی راحت از مسایل ناموسی مایه میذاره و خواهر و مادر طرف و احیانا اگه خود طرف هم مونث باشه از هجوم سیل نارواهای شرافتی در امان نمی مونه. انواع افتراها انواع دشنام ها حواله طرف میشه. خیلی راحت حرفایی میزنن که اصلا واقعیت نداره. به فاحشگی و روسپی بودن متهم می کنن و...
این تیپ آدما از هرزه گویی لذت می برن راحت تر بگم یه جورایی با گفتن این الفاظ خودارضاعی میکنند ولی هیچ وقت کک شون نمی گزنه که اون دنیایی هم هست حساب و کتابی پرسش و پاسخی هست فقط مثل این روانی ها میخوان خودشون رو خالی کنن, تخلیه فحش از دهان نامبارکشان.
اون وقت میگن مرد ایرانی با غیرته (اووو-حالت تهوع)
اون آقای باغیرت! نمی دونه هرچی میگه در واقع توهین به خودش محسوب میشه, توهین به مادرش (آخه مردا 99درصدشون بچه ننه اند)، به خواهرشون و همسرشون... آخه چرا این گروه اینقدر یابو و نفهمن؟ چرا؟
پی نوشت 1: آخیش راحت شدم.
پی نوشت 2 : یه فرد عاقل با هر کسی همکلام نمیشه
در زندگی زخمهایی هستکه مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهارکرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی راجزواتفاقات و پیشآمدهاینادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی کننند.
برای زیستن عجله کنید
برای دوست داشتن شتاب کنید
مدام نگویید وقت هست وفت هست
مدام نگویید به وقتش
روزی می رسد که ناخواسته پی می بریم
به جایی رسیده ایم
که نقطه برگشتی ندارد
لحظه ای که در می یابیم قدمی نم توانیم به عقب برداریم
و آنجاست
که انگشت ندامت می گزیم
که ای وای
شانس های خوب خود را در آرزوی شانس بهتر
هرز دادیم
همانجا می فهمی
زیان دیده یعنی چی یعنی کی
برای زیستن شتاب کنید
و برای مهربانی
و نوع دوستی
و برای عشق
کاش می شد تنهایی هایت را با من قسمت می کردی.
مگر روح لطیف تو طاقت اینهمه رنج را دارد.
بگذار بار تنهاییت را من به دوش بکشم.