-
حس قشنگ
جمعه 26 آذر 1389 22:39
باید حس قشنگی باشه، وقتی با تمام وجود احساسش می کنی وقتی در آغوشش می کشی و بوسه بارانش می کنی... دوباره این احساس در من زنده شد؛ چرا؟ دلم برایش پر کشید. دوباره اشک به چشمانم دوانید. چرا؟
-
تنها شدم از رهایی
سهشنبه 23 آذر 1389 13:08
-
امروز نوشت
دوشنبه 22 آذر 1389 10:22
سلام امروز یه روز خیلی قشنگه و قشنگ تر هم خواهد شد آخه قرار عشق من بباره قرار بارون بیاد چشم انداز دفتر کارم رو به کوههای شمال تهرانه الان یه عالمه ابر قشنگ رفتن رو قله کوه ها سایه انداختند چقدر دلم می خواست اونجا باشم، اصلا نمی تونم از اونجا رو بگردونم و حواسم را به کارم بدم راستی چند روزی است که حس غریبی همخانه...
-
بهشت از نظر معتقدین چه شکلی است...؟
یکشنبه 21 آذر 1389 11:32
81 درصد آمریکایی ها و 51 درصد بریتانیایی ها به وجود بهشت اعتقاد دارند. اما سوالی که اینجا مطرح است این است که بهشت چه شکلی است. در طول تاریخ بیشتر کسانی که به بهشت اعتقاد داشته اند آن را غیر قابل توصیف خوانده اند! از نظر نگارنده شکل بهشت در طول تاریخ متغییر بوده است. "تو بگو بهشت چه شکلی است تا من بگویم در زندگی...
-
محسوسات
جمعه 19 آذر 1389 22:47
-
روکم کنی
جمعه 19 آذر 1389 22:35
من روی این دنیای پر از دروغ و نفرت و خیانت و سیاهی رو کم می کنم
-
یه پایان تلخ بهتراز یه تلخ بی پایانه
جمعه 19 آذر 1389 17:01
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 یه پایان تلخ بهتراز یه تلخ بی پایانه این جمله یکی از پر معناترین جملات فیلم "درباره الی..." ست. نمی دونم امروز چی شد نشستم این فیلمو نگاه کردم و چرا این جمله تو ذهنم نقش بسته. شاید برای اینکه اواخرفیلم سپیده مجبور شد یه پایان تلخ از...
-
توبه
چهارشنبه 17 آذر 1389 15:59
قصه شیعیان اسمی امام حسین (ع) در نوع خودش جالبه مثل بعضی از مسیحی ها عمل میکنند که شش روز هقته هر خطایی که فکر کنید مرتکب می شن و روز هفتم میرن کلیسا واسه بنده خدا اعتراف می کنن و به خودشون میگن مومن فلانی هر روز و شب فکر خراب و آلوده تو سر داره اهل هوسرانی و شهوت پرستیه چشم به ناموس و ابروی دیگران داره کلاه میذاره و...
-
به فکر مردم باشید، هوایی برای تنفس میخواهیم
چهارشنبه 17 آذر 1389 09:53
آلودگی هوای تهران در روزهای گذشته از آن مرز گذشته که بتوان نام آن را آلودگی گذاشت. در حقیقت هوای تهران آلوده به گاز خفه کننده شده است. در گزارش های محرمانه ای که حتی نمایندگان مجلس و نمایندگان شورای شهر تهران نیز از آن اطلاعات دارند قید شده که روزانه تقریبا 160 نفر در تهران بر اثر مسمومیت ناشی از گازهائی که هوای تهران...
-
لذت انسان بودن
سهشنبه 16 آذر 1389 12:25
در هر کجا که هستیم فراموش نکنیم که یک ایرانی باقی بمانیم یادمون نره کی هستیم خیر بیبینی این شب چله مادر !مسعود مشهدی شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست...
-
امان از حواس پرتی
سهشنبه 16 آذر 1389 10:47
امروز فقط و فقط برای یه کلاس مزخرف اومدم دانشگاه الان کلاس شروع شده و من هنوز تو سایتم . امروز یه اتفاق خیلی مسخره برام افتاد. ساعت هشت از خونه بیرون اومدم. اول مسیرو اشتباهی رفتم. کلی راهم دور شد. از تاکسی خبری نبود. به مسیر همیشگی دانشگاه برگشتم بازم تاکسی نبود یه اتوبوس اومد ایستگاه نبود ولی نگه داشت و من سوار شدم...
-
ماه حسین
سهشنبه 16 آذر 1389 10:36
محرم ماه اندوه اندوه حسین، اندوه علی و فاطمه، اندوه فرزندان و همسران و یاران حسین اضافه شود اندوه شیعیان حسین از کدامین حزن سخن میگویی یاد حسین برایم یاد انقلاب است برایم تداعی کننده روح حق جویی و حق خواهی است برایم نشان از سکوت نکردن دارد و امروز که روز اول ماه توست چه عجیب با روز من قرین شده. با محرم، با عاشورا...
-
دانسته هایم
شنبه 13 آذر 1389 12:08
نمی دانم، این تنها چیزی است که می دانم.
-
اسیری گریخته
جمعه 12 آذر 1389 14:11
-
خانه ای خواهم ساخت
پنجشنبه 11 آذر 1389 22:07
-
اجبار
شنبه 6 آذر 1389 14:21
به دنیا می آیی بدون اینکه نظرتو بپرسن بزرگ می شی بدون اینکه حق انتخاب داشته باشی می میری بدون اینکه خودت بخواهی یا آمادگی اش رو داشته باشی ولی تو تمام مدت عمرت اگر همه چیز اجباری باشه، برای همه چیز دست زور بالای سرت باشه دست کم برای عاشق شدن حق انتخاب داری اگر عشقت رو خودت انتخاب کنی وبعدش بفهمی اشتباه کردی همه بهت...
-
خوشبختی
پنجشنبه 4 آذر 1389 23:18
لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم، غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.
-
پروین دختر ساسان
سهشنبه 2 آذر 1389 17:00
امروز داشتم نمایشنامه "پروین دختر ساسان " را می خواندم. حال و هوایی بس عجیب مرا دست داد. در نظرم آمد گویی در صحنه حضور دارم و رنج پروین را از عمق وجود درک می کنم. با وجود مسلمان بودنم خون پارسی ام به جوش آمده بود...بغض سنگینی راه گلویم رابسته بود به سختی توانستم به خودم مسلط باشم و نگذارم اشک حلق زده در...
-
بزرگداشت
سهشنبه 2 آذر 1389 10:15
دوباره ماه آذر تشریف فرما شد امیدوارم زیاد بد نگذره! دانشگاه ما گویا هر سال طبق یک سنت دیرین بزرگداشتی را برای مرحوم دکتر شریعتی برگزار می کنه. پارسال که خیلی عالی بود ولی امسال دیر اعلام کردند و من یه گردهمایی خیلی جالب رو از دست دادم ولی.. ولی یادش برای همیشه گرامی باد. این روزها دلم میخواد درمورد یه شخصیت بزرگ...
-
احساس
سهشنبه 25 آبان 1389 09:23
گفتم : بی تفاوتی ها تو احساس مرا کشت گفت: تقصیر من نبود، احساس گاه هست و گاه نیست.
-
آن روز
جمعه 21 آبان 1389 12:02
ساعتها منظره آن روز بارانی را در ذهنم نگاه کردم و تو را میدیم که بخار می شوی و از دهانم بیرون می آیی.
-
دل طوفانی
سهشنبه 18 آبان 1389 09:21
شانه ات را که آرام آرام بر شانه ام می گذاشتی تا آرام بگیری، از دریای طوفانی دلم خبر نداشتی .
-
بارون من
چهارشنبه 12 آبان 1389 15:47
بازم بارون میاد البته مه قشنگی هم هست عاشقشم یاد ماسوله افتادم وقتی صبح از خواب بیدار میشی میای تو بالکن تااستخوناتو جدا بندازی و در همین اثنا دهن دره ای هم می کنی و میبینی خدای من چقدر لطیف و فراموش نشدنی چه خاطرع انگیز و چه باشکوه مه زیر پاهات لونه کرده و تو داری راستی راستی روی ابرا راه میری بارون من ببار که من...
-
بارون
سهشنبه 11 آبان 1389 09:37
بارون میاد بارون زندگی به محض اینکه پام میذارم بیرون زیر لب میگم خدایا شکرت شکر که ما رو فراموشی نمیکنی، پشت سر هم میگم الحمدالله دیروز غروب وقتی از مطب دکتر چشم پزشکم برمیگشتم حسابی هیجان زده بودم: هم بارون می اومد و هم دکتر خبر خوبی بهم داده بود زیر لب اواز می خوندم و چترم رو فقط روی کتابام گرفته بودم که خیس نشن...
-
قصه عاشقانه
یکشنبه 9 آبان 1389 10:22
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را… این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که...
-
با حلوا حلوا کردن دهان را شیرینی نشاید
شنبه 8 آبان 1389 15:08
زندگی فقط حرف زدن و وراجی کردن و روده درازی نیست باید اهل عمل بود، باید حرف ها را در عمل ثابت کرد وگرنه دیوانگان و مجانین هم حرف ها می زنند . . چهارشنبه این خدا نبود که گریه می کرد آسمان نبود، ابرها نبودند هر آنچه دیدی و شنیدی پاسخ ضجه های زمین بود . . لحظه ها پیداتر از همیشه بودند گویی هرگز گم نشده اند . . اخم و تخم...
-
شاید.............ایکاش
پنجشنبه 6 آبان 1389 17:02
از همه شایدها و ای کاش ها بیزارم. رفتنت همچون آمدنت توهمی بیش نبود.
-
من و تو و عشق
جمعه 30 مهر 1389 18:33
هر عشقی می میرد، خاموشی می گیرد تو مرده ای و من خاموشم
-
جوک
شنبه 24 مهر 1389 11:54
یه روز یه ترکه، اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛ خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛ یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد! جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو.. ، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.. . یه روز یه رشتیه.. ! - اسمش میرزا کوچک خان...
-
*****
چهارشنبه 21 مهر 1389 09:40
کلک زبان بریده منم زبان که نه سر را هم بریده اند