تابستان تابستان= تعطیلی - نه بابا. تعطیلی چیه
بالاخره امتحانات دانشگاه تمام شد. ولی قصه ما خیال تمام شدن نداره و حالا حالاها قرار ادامه پیدا کنه. تازه تابستان هم امده با گرمای وحشتناک دوست نداشتنیش.
چند روزی است که میخواهم بنویسم و با نوشته هایم آتش درون را خاموش سازم ولی از فیلتر شدن می ترسم. اونقدر در این اوضاع بلبشو (ببخشید اگر املای کلمه نادرسته) استرس و اضطراب وجود داره که باعث هول و هراس هر دل نترسی می شود چه برسد به ما که پای در خاک داریم و محکم به ریش دنیا بسته شدیم.
تعطیلی کجاست دوست من!؟
پس کلاسا آلمانی چی
هم آدم آتش درون داشته باشه هم توی تابستون گرم باشه !
فکر کنم اون جهنمی هم که مسلمونا میگن یه چیزی تو همین مایه هاست !
در ضمن تو رو خدا کاری نکن بفیلتروننت !
آخه اندک اندک جمع مستان می روند !
سلام دلی
من هم در حال حاضر کلن در حیرانی و سرگردانی بسر می برم.
درضمن دیکته بلبشو کاملن درسته
حواستم به دورو برت باشه که نخاله زیاده
به امید روزهایی با هوای مطبوع و مردمانی مهربان در کنار یکدیگر
مرسی گلم. حتما حواسمو جمعتر میکنم.
یه وقت یه سری به ما نزنیا
.
.
.
.
.
.
دیگه باهات قهرم
قهر نشو . من این روزها یه کم بی حوصله ام. تازه من مطالبتو میخونم و ازشون میلذتم.