X
تبلیغات
رایتل























قاصدکی می گرید

کاش لبخندی باشم روی لبانت..............کاش

مُهر بوسه در هوا نقشی بزند

مِهر او بر دل شیدایش نشست


بوسه گرچه فرجامی نداشت

دل در مِهر او در خاک گشت


کَس چی می داند چه افگارها رفت

کَس چه می داند چه غوغاها گذشت


گناهش چه بود چون یاری نداشت

در بر خویش همچو دلداری نداشت


پُر هراس شد ناگه از گامی که نهاد

لاجرم بر دلش افساری گذاشت


نوشته شده در چهارشنبه 17 فروردین 1390ساعت 06:07 ب.ظ توسط دلارام| 8 نظر|

Design By : Night Melody